درباره من

من مادری هستم بی تجربه و خام در امور بچه داری و شاغل و صد البته مثل بسیاری از

مادران شاغل وجدانی ناراحت و خاطراتی تلخ از سپردن دختر کوچولوم به مهد کودکها و

پرستارها دارم.

فکر نمی کنم تصویر اشکهای دخترم روی گونه هاش وقتی صبحها او را به مربیای مهد

می سپردم و صدای فریادهای ملتمسانه اش که از من می خواست سر کار نرم  تا آخر عمر

از ذهنم پاک بشه. هنوز گاهی اوقات وقتی خوابه به چهره معصومش نگاه می کنم و بغض

گلوم فشار می ده.

هدفم از ساخت این وبلاگ فقط این نبود که خاطره نویسی کنم.می خوام حرفهای دلم بزنم

مشکلاتی رو  بگم که در مسیر پر نشیب و فراز پرورش پرنسسم باهاش رو به رو میشم و

 دوست دارم از بقیه مادرها برای حلش کمک بگیرم.    

/ 2 نظر / 66 بازدید
مامان دو گل

این نگرانی و عذاب وجدان واسه مامانای شاغل پیش میاد ولی مطمئنا مامانی که اینطور دغدغه گلشو داره حتی با وجود شاغل بودن واسه عزیزش کم نمی ذاره پس خودتو اذیت نکن چون اون نی نی ناز سمت چپ صفحه با زحمتای همسایه تون تبدیل به دختر خانوم سمت راست نشده خدا سایه تونو بالا سر دخمل عسلتون حفظ کنه[گل][گل]