خاطرات تولد

این مطالب رو تو دفتر خاطرات لیدا که به کمک لاله جان دختر عمه اش نوشته بود خوندم:

یک بار روز تولد من بود.دوستان خیلی خوب وخیلی قدیمی داشتم.اونها در تولدم شرکت کردند.اونها رقصیدنشان خیلی خوب بود.جشن تولدم خیلی خوب برگزار شد.وقتی تولد من تمام شد این شده بود بهترین خاطرات زندگی من.آن موقع یک زمان عالی بود ولی من آنقدر خوشم آمده بود که داشتم ذوق می کردم......

 

این هم کادوهای قشنگ و رنگارنگی که دوستهای گل زحمت کشیده بودن.

/ 19 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دونه

تولدت مبارک لیدای نازنین وممنون از لطفتون به ما امیدوارم سالهای سال خوش و سلامت زندگی کنی

elmira

به به چه تولد خوبی وچه لیدای گلی[گل]لیداحون من یه انیسا کوچولو هستم بامن دوست میشی[نیشخند][گل]6سالگیت مبارک

bahareh mamane amir

naazii cheghadeh ghashang bayan kardeh che dele paki daran in fereshteha axay tavalodesh fogholade bood ba oon cake va lbase khoshgelesh

مامانی بردیا

از اینکه عکسها رو دیدی ممنون[لبخند]باور کن از دستش کلافه ام [کلافه][کلافه] خیلی شیطون شده ،هر جا ی جونه آلوچه ها رو قایم می کنم پیداشون میکنه و وقتی ازش می گیرم جیغ و داد ... [اوه]ولی خیالت راحت دیگه آلوچه و لواشک توی خونه ما جایی نداره[گریه][گریه][گریه][گریه]

مونا مامان گلسا

لیدای قشنگم تولدت و کادوهات مبارک [قلب]. خیلی عالی و زیبا شده بودی[ماچ][ماچ].

لیلی

وای لیلا جان چه گردی برای لیدا. تولد گل خوشگلمون مبارک باشه. چه حسی داره آدم بچه اش 6 ساله بشه... اونهم چنین بچه ای. باهوش و خوشگل و دارای سلیقه خاص خودش. فکر می کنم با خوندن دفتی خاطراتش همه زحمتهایی که برای تولدش کشیدی چبران شده. مامان مهربون دستت درد نکنه.[بغل]

لیلی مامان آراز

لیلا جان نمی دونی کامنتت برای من چه ارزشی داشت. وقتی میشنوم که کس دیگه ای هم این روزها رو پشت سر گذاشته و سالم مونده!!! کلی امیدوار میشم به خودم... مرسی عزیزم.[قلب]

خاله هنگامه وسارینا

خدایا چه ناز این پرنسس کوچولو به وبلاگ سارینای منم سربزنین[بوسه]خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم[بوسه]