سیاست بازی های خانوم

لیدا : مادر بهتون تبریک میگم خیلی لاغر شدیدزبان

لیدا : مادر من خیلی پشیمونم. شما همش به من خوبی میکنید ولی من فقط شما رو اذیت میکنم.اجازه بدید دستتونو ببوسم.

لیدا : پدر میدونی من مامانتو خیلی دوست دارم؟

لیدا : مامان اجازه میدید نارنجهای تو حیاطو ببرم تو کوچه به بچه ها هدیه بدم؟(بعد می فهمم نارنجها رو جمع کرده برده تا با دوستش به جند تا پسر(به قول خودش بی ادب) پرتاب کنه)

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
نیاز

سلام.نمی دونم چرا کامنت قبلی ام اد نشده... بهر حال هم وبلاگت مبارک باشه هم قبولی نظام[گل]

هاله مامان ارشیا

سلام لیلا جون خوبید؟چه دخمل نانازی ... از لیلی مامان یونا و راما جون فهمیدم شما هم بوشهر هستید[لبخند]انشالله بتونیم همدیگرو ببینیم[بغل]

معصومه

خیی زیباست لیلاجون . خوشم اومد مهندس[گل][ماچ]

ری ری

خیلی خوبه که خاطراتتون رو می نویسین. سایت جالبی بود