دوستان یلدا مبارک!

همیشه این شب و مراسمشو دوست داشتم.شاید بیشتر از عید نوروز.هر چند امسال من و لیدا تنهاییم و مهرداد عزیزم ماموریته ولی می خوام با لیدا بیدار بمونم . آجیل و هندونه بخوریم و خاطره بگیم.خاطره گویی لیدا هم بامزه ست. معمولا پر از گله و شکایته ولی یادآوریه بعضی دیگه براش اینقدر خنده داره که خنده نمی زاره بفهمم اصلا جریان چی بودهنیشخند.

تو مهد و پیش دبستانیشون امروز به همین مناسبت جشن گرفته بودن.طبق تعریفهای لیدا: خانوم مربیها براشون نمایش بازی کرده بودند-بچه ها شعر خونده بودن-عکس گرفتن-پذیرایی شدن و دست آخر هم یه کاردستی بهشون هدیه دادند.واقعا مربی و مدیر خوب و زحمت کشی دارن که مشخصه به کارشون و بچه ها علاقه دارن.

لیدا و کاردستی مهد

اینم یه ژست لیدایی موقع عکس

لیدای من

تصمیم گرفتم تو این پست طبق پیشنهاد مونا جان دوست عزیزم کمی راجع به تواناییها و چیرهایی که لیدا یاد گرفته یا بهشون علاقه داره بنویسم.

تو پیش دبستانی فعلا نشانه های اآ-ب-ن-م-س-ل-ر-ز-ک-خ رو خوندن ولی لیدا تقریبا اکثر نشانه ها رو بلده و جدیدا اصرار داره با هم کتاب بخونیم و من فقط شنونده باشم و هر جا که لازم بود راهنماییش کنم.معمولا این مدل کتاب خوانی خیلی طول میکشه و آخرش دیگه نمی دونم به چه بهانه ای از دستش فرار کنم.کلافه

تو ریاضی عملیات جمع و تفریقو به خوبی درک میکنه و جمع و تفریق ١ رقمی را انجام میده  که یادگیری جمعو مدیون بازی" پاپیلو" هستم.

علاقه زیادی به نقاشی داره.چند تا از نقاشیهاشو اینجا میزارم .نقاشی اولی تیر ماه ٨۶ کشیده شده و جزو اولین نقاشیهای معنا داره لیدا بعد از دوران خط خطی کردنه .من سعی کردم همه رو براش تو یه دفتر نگه دارم.  بقیه نقاشیها مربوط به ٣-۴ ماهه اخیره.معمولا دوست داره متنوع کار کنه مثلا یه مدت با مداد رنگی کار میکنه بعد میره سراغ آبرنگ بعد گواش و........

اولین نقاشی لیداقلببغل

نقاشی با پاستل

نقاشی با آبرنگ

نقاشی با پاستل گچی

موضوع نقاشیهاش معمولا متنوع و جالبه اما یه مدت موضوع نقاشیهاش پرنسس بود جدیدا هم دوست داره فقط قلب بکشه و اگه قلبش خدای نکرده قرینه نباشه یا اونی که میخواسته از آب در نیاد وا مصیبتا.

تو زبان خوندنش فعلا وقفه افتاده تا tiny talk 3a خوند و بعدش با وجود علاقه ای که داشت احساس کردم داره طوطی وار یاد میگیره دلم می خواست به یه روش بهتر انگلیسی رو یاد بگیره. هر چند نمراتش عالی بود و مربیش نظری کاملا مخالف من داشت.listening اش فوق العاده است و خیلی بهتر از من کلمه ها رو میشنوه حتی اگه معنیشو نفهمه.فکر کنم استعداد زبانش به باباش رفته باشه.دیگه چی بگم......

به خیاطی و آشپزی هم علاقه داره.اصلا از هر انگشتش یه هنر میریزه این دخترمژه(قابل توجه پسر دارها).اما تا حالا دو تا چرخ خیاطی خراب کردهناراحت. اولیش اسباب بازی بود ولی دومیش یه چرخ راسته دوزی واقعی بود که دختر خالم از مکه براش آورده بود.اینقدر دوخت و دوز کرد و پارچه برش زد که چرخ دومی هم خراب شد.بهترین لطفی هم که میتونم تو خونه بهش بکنم اینه که بگم:دخترم میای تو آشپزی بهم کمک کنی؟البته عواقب این پیشنهاد کاملا مشخصه -یه آشپزخونه شیک -راستی امروز بهم دستور پخت یه جور شیرینی داده که خوشبختانه چون آرد نداشتیم کوتاه اومد .دستورش اینه:آرد ٣ لیوان-پسته ۵ تا دونه-قالب قلبی-شکر-کره- خمیر مخصوصسوال نیشخند

رنگ مورد علاقش هم صورتی-صورتی و باز هم صورتیه البته جدیدا کمی هم به قرمز متمایل شده.

عاشق چیه؟

عاشق دامن پف دار و کفش پاشنه بلنده.عاشق احترام و تحسینه.زنهایی که به خودشون میرسن و آرایش دارنو تحسین میکنه.عاشق موهای بلند و بلوند و آرایشه.

از چی متنفره؟

متنفره که وقتی داره جدی حرف میزنه بهش بخندی یا حتی لبخند بزنی.و اصلا دوست نداره باهاش بچگونه حرف بزنی و جدی نگیریش.

مهمون کوچولوی ما

باورم نمیشه که فینگیل خاله اینقدر بزرگ شده که دیگه خودش تنهایی میاد مهمونی خونه "دوست شخصیش" و قربونش برم برای دیدارهای بعدی هم برنامه ریزی میکنهبغل.جمعه آرتینا تنهایی اومد خونمون. لیدا و آرتینا حسابی بازی کردنو خوش گذروندند.

قیافه هاشون بعد از آرایشگاه بازی

خجالتببخشید