تولدش نبود اما به جبران جشنی که روز تولدش یعنی ۴ شهریور براش نگرفتیم و جایزه ١ سال صبر و انتظارش برای رسیدن زمان تولدش تصمیم گرفتم حتما براش جشن بگیرم.اون هم جشنی به سلیقه خودش. نمونشم کیک تولدشه.

بر خلاف اکثر بچه ها که کیکهای عروسکی دوست دارند لیدا خانوم ما کیکی میخواست که با گل و شکوفه و قلب های قرمز و صورتی تزیین شده باشه.

دوست داشت کارت دعوتش صورتی باشه و قلب داشته باشه..

دوست داشت لباس عروس با صندلهای سفید و تاج و دستکش سفید بلند(که هر چی گشتم گیر نیاوردم) بپوشه.

دوست داشت تمام دوستهای مهد مهربانی و پیش دبستانیش و دوستهای خانوادگی باشند.

دوست داشت موهاشو برای تولدش گوجه ای(نمیدونم اینو از کجا آورده بود) بکنه و رژ لبم بزنهزبان.

منم تصمیم گرفتم با خواسته هاش مخالفت نکنم و بزارم روز تولدش همونی بشه که میخواست. قصد داشتم برای هر کدوم از بچه ها یه هدیه کوچولو بگیرم تا به عنوان یادگاری داشته باشن اما اینقدر کارام به هم گره خورد که فرصت نشد فقط فرصت کردم دو تا جایزه برای مسابقه هایی که قرار بود برای بچه ها بزاریم بگیرم که لیدا خانوم لطف کردن و قبل از مسابقات اونها رو به دو تا از شازده پسرهای مد نظرشون دادن.عصبانی خیلی خودمو کنترل کردم که چیزی بهش نگم.آخه مسابقه بی جایزه ؟؟

آرتینا جون-گلسا و هستی و ریحانه کوچولو-کیانا جون-بردیا جون-ایرمان جون -دنیا جون-گلنار جون-مبینا جون-روژان جون-ساحل جون و بچه های خوب پیش دبستانی ایلیا-ابوالفضل-ریحانه-مریم-ریحانه-کیانا -مهدیه -فاطمه و زهرای عزیزم با اومدنشون خیلی ما رو خوشحال کردن.امیدوارم به همشون خوش گذشته باشه.من که دلم واسه همشون تنگ شده.

لیدا خانوم

کارت دعوت تولدش

کیک پر از قلب و گل لیدا

لیدا و دوستای نازنینش

کیانا-آرتینا-کیانا

ریحانه-گلنار-لیدا

ایلیا-لیدا

ساحل-روژان-لیدا-زهرا

مبینا-ایرمان-لیدا

بردیا-لیدا

گلسا خانوم