چند روز گذشته به خاطر گرفتاری نتونستم پست جدیدی بنویسم حتی نرسیدم سری به وبلاگ دوستان گلم بزنم و این روز قشنگو بهشون تبریک بگم.

 الان تقریبا یه هفته  از روز مادر میگذره اما دلم نمیاد چیزی ازش ننویسم. هر چند همیشه از کلیشه نویسی بدم میومده

اما مادربدون شک زیباترین و دلپذیرترین موضوع کلیشه ایه که تو این دنیا وجود داره .

مادر یعنی آرامش و امنیت یعنی وقتی مریض میشی یا دلت پر از غصه میشه میدونی یه نفر هست که نگرانته و دلش برات می تپه.

 مادر یعنی گذشت یعنی وقتی خطایی ازت سر زد یا دل مهربونشویه جوری به درد آوردی بی هیچ کینه ای می بخشه و تو همچنان عزیزترین و مهمترین  فرد زندگیش باقی می مونی

 مادر یعنی فداکاری یعنی اول بر طرف کردن نیاز تو بعد نیاز خودش اول سیر کردن تو بعد سیر کردن خودش اول خوشحالی تو بعد خوشحالی خودش 

مادر یعنی زلال عشق سرچشمه محبت مادر یعنی....

گاهی وقتی به دستهای مادرم نگاه میکنم که در اثر زحمت  چقدر زمخت شدن و دیگه طراوت سالهای گذشته رو ندارن دلم به درد میاد.

من هنوزم بار زحمتها و تنهایی هام رو دوششه و هیچ باری از دوشش بر نداشتم .

مادر جان محکم و استوار بمان که من هنوز به قامت  تو تکیه دارم. دستهای مهربانت را می بوسم و بدان که گرمی اونا گرما بخش وجود منه .

بدان که همیشه دوستت دارم .قلبقلبقلب



راستی امسال اولین کادوی روز مادرو از دخترم گرفتم. با اینکه اولین کادوی من در یه دستمال کاغذی بودلبخند اما برام خیلی با ارزشه.

دخترم کلی جعبه های دستمال کاغذی رو ور انداز کرد تا تونست طرح مناسبی انتخاب کنه. قربون سلیقه و انتخابت برم الهی.

لیدای گلم عزیز مامان ازت ممنونم.ماچ